راه اندازی / پرایمینگ حافظه و روانشناسی حافظه
در روانشناسی، راه اندازی یا پرایمینگ حافظه تکنیکی است که در آن معرفی یک محرک بر نحوه واکنش افراد به محرک بعدی تأثیر می گذارد. پرایمینگ با فعال کردن یک ارتباط یا نمایش در حافظه درست قبل از معرفی یک محرک یا کار دیگر عمل می کند. این پدیده بدون آگاهی آگاهانه ما رخ می دهد، اما می تواند تأثیر عمده ای بر جنبه های متعدد زندگی روزمره ما داشته باشد.
پرایمینگ چیست؟
نمونه های مختلفی از نحوه عملکرد این پرایمینگ وجود دارد. برای مثال، قرار دادن کسی در معرض کلمه “زرد” نسبت به کلمات نامرتبط مانند “تلوزیون” واکنش سریع تری به کلمه “موز” ایجاد می کند. از آنجایی که رنگ زرد و موزی در حافظه ارتباط نزدیک تری دارند، افراد با ارائه کلمه دوم سریعتر پاسخ می دهند.
پرایمینگ می تواند با محرک هایی که به طرق مختلف مرتبط هستند کار کند. به عنوان مثال، اثرات اولیه می تواند با محرک های ادراکی، زبانی یا مفهومی مرتبط رخ دهد. پرایمینگ میتواند کاربردهای امیدوارکنندهای در دنیای واقعی به عنوان کمک آموزشی و مطالعه نیز داشته باشد.
پرایمینگ به این صورت نامگذاری شده است تا تصویری از یک چاه آب در حال آماده سازی را برانگیزد. هنگامی که چاه آماده شد، پس از آن هر زمان که چاه روشن شود، می توان آب تولید کرد. هنگامی که اطلاعات در حافظه اولیه قرار گرفت، می توان آن را با سهولت بیشتری در آگاهی بازیابی کرد.
انواع پرایمینگ
در روانشناسی انواع مختلفی از پرایمینگ وجود دارد. هر کدام به روش خاصی کار می کنند و ممکن است اثرات متفاوتی داشته باشند.
پرایمینگ مثبت و منفی چگونگی تاثیر پرایمینگ بر سرعت پردازش را توصیف می کند. پرایم مثبت پردازش را سریعتر می کند و بازیابی حافظه را سرعت می بخشد، در حالی که پرایمینگ منفی سرعت آن را کاهش می دهد.
آغازین معنایی شامل کلماتی است که به روشی منطقی یا زبانی مرتبط هستند. مثال قبل از پاسخ سریعتر به کلمه “موز” پس از شروع با کلمه “زرد” نمونه ای از آغازگر معنایی است.
آغازگرهای انجمنی شامل استفاده از دو محرک است که معمولاً با یکدیگر مرتبط هستند. برای مثال، «گربه» و «موش» دو کلمهای هستند که اغلب در حافظه با یکدیگر مرتبط هستند، بنابراین ظاهر یکی از کلمات میتواند سوژه را برای پاسخ سریعتر در هنگام ظاهر شدن کلمه دوم آماده کند.
پرایمینگ تکرار زمانی اتفاق می افتد که یک محرک و یک پاسخ به طور مکرر جفت شوند. به همین دلیل، هر بار که محرک ظاهر می شود، آزمودنی ها به احتمال بیشتری به شیوه ای خاص سریعتر پاسخ می دهند.
آغازگر ادراکی شامل محرک هایی است که اشکال مشابهی دارند. به عنوان مثال، کلمه “راز” زمانی که قبل از آن کلمه “باز” قرار گیرد پاسخ سریع تری را برمی انگیزد زیرا این دو کلمه از نظر ادراکی مشابه هستند.
آغازگر مفهومی شامل یک محرک و پاسخ است که از نظر مفهومی مرتبط هستند. کلماتی مانند “صندلی” و “نشستن” احتمالاً تأثیرات اولیه را نشان می دهند زیرا در یک دسته مفهومی قرار دارند.
پرایمینگ نقابدار شامل بخشی از محرک اولیه است که به نوعی پنهان می شود، مانند علائم هش. حتی اگر کل محرک قابل مشاهده نیست، باز هم پاسخی را برمی انگیزد.
فرآیند پرایمینگ
روانشناسان معتقدند که واحدها (یا طرحواره ها) اطلاعات در حافظه بلند مدت ذخیره می شوند. فعال سازی این طرحواره ها را می توان به طرق مختلف افزایش یا کاهش داد. هنگامی که فعال سازی واحدهای خاصی از اطلاعات افزایش می یابد، دسترسی به این حافظه ها آسان تر می شود. وقتی فعال سازی کاهش می یابد، احتمال بازیابی اطلاعات از حافظه کمتر می شود.
پرایمینگ نشان می دهد که طرحواره های خاصی تمایل دارند به صورت هماهنگ فعال شوند. با فعال کردن برخی از واحدهای اطلاعاتی، واحدهای مرتبط یا مرتبط نیز فعال می شوند.
بنابراین، چرا فعال شدن و دسترسی بیشتر طرحواره های مرتبط مفید است؟ در بسیاری از موارد، توانایی جذب سریعتر اطلاعات مرتبط به حافظه ممکن است به افراد کمک کند در صورت نیاز سریعتر پاسخ دهند.
برای مثال، طرحوارههای مربوط به طوفانهای بارانی و جادههای لغزنده ممکن است در حافظه ارتباط نزدیکی داشته باشند. وقتی می بینید که باران می بارد، ممکن است خاطراتی در مورد شرایط لغزنده احتمالی جاده نیز به ذهنتان خطور کند. از آنجایی که ذهن شما برای فکر کردن به این اطلاعات آماده شده است، بهتر است بتوانید سریع فکر کنید و در هنگام مواجهه با یک جاده خطرناک و خیس در هنگام رانندگی از محل کار خود، سریع فکر کنید و واکنش سریع نشان دهید.
تاثیر دنیای واقعی
پرایمینگ به روش های مختلفی در آزمایشگاه های تحقیقاتی روانشناسی مشاهده شده است، اما واقعاً چه تأثیری در دنیای واقعی دارد؟
چگونه جهان را درک می کنید
پدیده ویروسی Yanny/Laurel 2018 نمونه ای از این است که چگونه پرایمینگ می تواند بر درک شما از اطلاعات تأثیر بگذارد. یک نمونه صدای مبهم توسط یک کاربر آنلاین با نظرسنجی بارگذاری شد که از مردم پرسیده شده است.
برخی از مردم به طور مشخص “Yanny” را شنیدند، در حالی که برخی دیگر به وضوح “Laurel” را شنیدند. برخی از افراد حتی گزارش دادند که میتوانند بین کلماتی که شنیدهاند دودل مانده اند.
با توجه به ابهام شنوایی، روانشناسان پیشنهاد می کنند که افراد برای کمک به تعیین آنچه که احتمال شنیدن آنها بیشتر است، به تأثیرات اولیه تکیه کنند.
تحقیقات نشان می دهد که ما با تجزیه و تحلیل فرکانس صداهایی که وارد گوش ما می شود و سپس تعیین کلماتی که این فرکانس ها تشکیل می دهند، نمی شنویم.
در عوض، ما از آنچه به عنوان پردازش از بالا به پایین شناخته می شود استفاده می کنیم. مغز ما ابتدا برخی صداها مانند گفتار را تشخیص می دهد. سپس، مغز ما از نشانه های زمینه برای تفسیر معنای این صداهای گفتاری استفاده می کند.
تفسیر اشتباه
این می تواند توضیح دهد که چرا مردم اغلب متن آهنگ را اشتباه تفسیر می کنند. هنگامی که صدا مبهم است، مغز شما اطلاعات از دست رفته را به بهترین شکل ممکن پر می کند. سپس افکت های پرایمینگ می توانند وارد عمل شوند. اگر بخواهید یک غزل را به روشی خاص تفسیر کنید، احتمالاً بر اساس آن آغازگر، آن را به روشی خاص بشنوید.
وقتی صحبت از شنیدن یانی یا لورل می شود، فقط آگاهی از ماهیت کلیپ صوتی ویروسی باعث می شود که آن را به عنوان یکی یا دیگری بشنوید. این واقعیت که افرادی که این کلیپ را شنیده بودند از قبل انتظار شنیدن یانی یا لورل را داشتند، آنها را به شنیدن هر یک از این دو کلمه به جای کلمه دیگری تحریک کرد.
در این مورد عوامل مربوط به کیفیت صدا و توانایی شنوایی نیز نقش داشتند. افراد جوانی که آسیب شنوایی مرتبط با سن کمتری داشتند، بیشتر احتمال داشت “Yanny” را بشنوند، زیرا گوش آنها بهتر قادر به تشخیص صداهای با فرکانس بالاتر است. کسانی که لورل را می شنیدند فقط صداهای با فرکانس پایین تر را می شنیدند.
چگونه رفتار می کنید
در یک مطالعه، محققان به طور ضمنی شرکت کنندگان را با کلماتی که معمولاً با کلیشه های مربوط به افراد مسن مرتبط است، انتخاب کردند. پس از خروج از غرفه آزمایش، افرادی که با کلمات مربوط به افراد مسن تر آماده شده بودند، نسبت به شرکت کنندگانی که آماده نشده بودند، آهسته تر راه می رفتند.
مطالعهای که در مجله Aging and Mental Health منتشر شده است نشان میدهد که شرکتکنندگان با کلیشههای منفی پیری، اثرات منفی بیشتری بر رفتارها و ارزیابیهای خود ارزیابی میکنند. پر کردن شرکتکنندگان با این کلیشههای منفی پیری منجر به افزایش احساس تنهایی و افزایش دفعات کمکجویی شد.
به عبارت دیگر، یادآوری کلیشههای مربوط به افراد مسن که تنها و درمانده هستند، در واقع منجر به احساس تنهایی و درماندگی بیشتر افراد میشود.
محققان پیشنهاد می کنند که قرار گرفتن در معرض چنین کلیشه های مرتبط با سن ممکن است منجر به افزایش وابستگی و کاهش خود ارزیابی توانایی و عملکرد در افراد مسن شود.
مطالعه سوم، همچنین در سالمندی و حافظه، بزرگسالان 55 سال و بالاتر را با پیام های منفی یا مثبت در مورد پیری آماده کرد. سپس از شرکت کنندگان خواستند که فهرستی از 30 کلمه را به خاطر بیاورند. بزرگسالانی که پیامهای منفی دریافت کرده بودند، عملکرد حافظه بدتری نسبت به افرادی که پیامهای مثبت دریافت کردند، داشتند.
چگونه یاد می گیرید
معلمان و مربیان همچنین می توانند از پرایمینگ به عنوان یک ابزار یادگیری استفاده کنند. برخی از دانش آموزان زمانی که بدانند چه انتظاری دارند بهتر عمل می کنند. پرداختن به مطالب جدید گاهی اوقات می تواند ترسناک باشد، اما آماده سازی دانش آموزان با ارائه اطلاعات قبل از ارائه درس می تواند کمک کننده باشد.
پرایمینگ اغلب به عنوان یک مداخله آموزشی برای دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری خاص استفاده می شود. مطالب جدید قبل از تدریس ارائه می شود و به دانش آموز اجازه می دهد با آن راحت باشد. برای مثال، ممکن است به دانشآموزان اجازه داده شود که کتابها یا مطالبی را که قرار است به عنوان بخشی از درس استفاده شوند، «پیشنمایش» کنند. از آنجایی که آنها قبلاً با اطلاعات و مطالب آشنا هستند، ممکن است بهتر بتوانند در طول درس واقعی توجه کنند.
سخن نهایی سایکو درمان
در حالی که پرایمینگ خارج از آگاهی آگاهانه انجام می شود، این پدیده روانی می تواند نقش مهمی در زندگی روزمره شما داشته باشد. از تأثیرگذاری بر نحوه تفسیر اطلاعات گرفته تا رفتارتان، مقدمه سازی می تواند در ادراکات، احساسات و اعمال شما نقش داشته باشد.
منبع : verywellmind














